این ترجمه نیاز به ویرایش دارد :

تاریخ ذهنیات طرح جدیدی از تاریخ فرهنگی

پاتریک هوتون

 

 سالها پیش مورخان فرانسوی به منظور متمایز کردن کارشان در زمینه­ی تاریخ خردورزانه استفاده از اصطلاح تاریخ ذهنیات را آغاز  کردند. این عبارت برجای ماند برای اینکه نیاز به تخصیص استقلال یک نوع از تحقیقات تاریخی را بیان کند تحقیقاتی که زوایای جدیدی را در جریان تمدن سازی در نظر میگرفت. کوتاه سخن اینکه تاریخ ذهنیات شامل نگرش معمولی مردم به زندگی  روزمره (عادی)می شد. ایده هایی که مربوط به کودکان ،مسائل جنسی و خویشاوندی و مرگ بود یعنی ایده هایی که تمدن اروپایی را به وجود آورده اند شقی از این نوع تاریخ است . کار در تاریخ ذهنیات با تحقیقات درازآهنگ مکتب آنال که این نوع تاریخ را به عنوان یک بعد از تاریخ تام تمام تصویر کرد ، همراه است. .....نوشتن تاریخ تام تمام بلندپروازی آنالیها را در نوشتن تاریخ نشان می دهد. اما تاریخ ذهنیات در بین مورخان آنال به گونه ای انجام می گرفت که مورد توجه شان بود(سویه های توجهات شخصی آنها را بیان می کرد.) این در حالی بود که مورخان آنال متوجه واقعیات شرایط انسانی ،جریانهای اقتصادی و ساختارهای اجتماعی و تأثیرات محیطی نیز  بودند. ...........مورخان تحقیقات ذهنی ترجیح می­دادند که در باره­ی واقعیات روانی یعنی زیر ساخت درک انسانی، پایه عادتهای ذهنی و نگرشهای موجود بنیادین روند زندگی تفکر کنند. تاریخ ذهنیات پیش از آنکه به صورت مکتب متصور شود علاوه بر این نزدیکیهایی را با رویکردهای وسیع تاریخ خردورزانه دارد. در نتیجه ذهنیات تنها یک نشان اسمی است برای آنچه که فرهنگ نامیده می شود. آنالیها موضوعاتی را که توسط مورخین ایده آلیست مثل بورکهارت (قرن 19)و هیوزین گادر (قرن 20)پی گرفته شده بود جذب کردند.......................آنچه مورد توجه مورخان تاریخ ذهنیات قرار گرفت این بود که چطور یک تصور جهانی (جهان بینی)می­تواند ادامه یابد و نفوذ کند در اذهان و تفکر انسانها در طول زمانهای بعد .......مورخان آنال به جای توصیف به درک و دریافت ساختارها روی آوردند .آنان به جای مطالعه صرف شرح حوادث به گذشته به عنوان یک سلسله ای از حوادث ممتد و بی پایان و زنجیره ای نگریستند .این نگاه نوپردازانه بستر مناسبی را برا­ی آنالیز به وجود آورد .از سوی دیگر برخلاف مورخان سنتی که حوادث را به صورت منفرد و به صورت نمایش تصویر می کردند مورخان آنال با نگاهی وسیعتر به ساختارهای نادیدنی صورت رویدادها پرداختند .با این رویکرد مورخان آنال زمینه مناسبی و لازمی را برای بررسی فرهنگی بوجود آوردند. بنیانگذاران این توجه لوسین فور و مارک بلوخ بودند و از 1930تا 1960 واقعیات روانی مد نظر آنالیها قرار گرفت.این زمینه ی علاقه ی فور بود و برای او یک محرک پرکشش بود و پس از او هم این توجه و علاقه ی او تلاشهایی را صورتبندی کرد.

کار کلاسیک فور در زمینه­ی تاریخ ذهنیات بررسی­اش در مورد طغیان بی اعتقادی قرن 16بود . او در این اثر راجع به اینکه هیچ نهادی به صورت انتزاعی زاده نمی شود و به طور کامل بالغ نمی شود بحث میکند.به نظر او یک ایده به آهستگی صورتبندی می­شود و در زمینه­ی ویژه ای گسترش می یابد .بحث بی ایمانی قرن شانزدهم یک فضای ذهنی است که فور آنرا آنالیز می کند . سبک فکری حاکم بر انسان قرن 16 آن گونه اعمال را هم منعکس می­کند. مسیر زندگی اش شبیه به مسیر فکری اش و نفوذ کننده در تصورات ذهنی اش است. ادعای فور مبنی براینکه : هیچ انسان دلیر و خردمند قرن 16 نمی تواند از طرح مذهبی تفکر خود که مطمئن ترین شیوه­ی ارجاع عملش هست را رها کند. تفکر انسان قرن 16 جهان قرن 16 را به وجود می آورد و تفکر آزاد نیز یک جهان آزاد را می آفریند.

سهم مارک بلوخ در تاریخ ذهنیات مانند فور به مسأله ای اعتقادی مربوط است اگرچه او به زودباوری و ساده انگاری انسان می نگرد. در بررسی قدرتهای معجزه آسای پادشاهان قرون وسطی برای شفای بیماریهای پوستی و سل، او هاله­ی قداست پادشاهان قرون وسطی را مطالعه کرد . بلوخ درباره­ی آمادگی (استعداد)زودباوری انسان قرون وسطی در مورد اعتقاد آوردن به معجزه ها کنجکاو بود. یکی از اهداف بلوخ این بود که قدرت وهم مشترک را نشان دهد ، اما از سوی دیگر هدفش این بود که صفات ممیزه تاریخی و اشتراکات روانی انسان قرون وسطی و مدرن را روشن سازد.