گریز دلپذیر
می خواهم به بالاترها و دورترها فکر کنم . به جایی که افسانه ها و اسطوره ها خود می نمایانند نه واقعیات تلخ و سوزاننده . با نسرین بیرون میروم . در پاساژهای شلوغ شیراز لای آدمها می لولیم .شیرازیها به نظرم سرخوش ترین مردم ایرانند .اهل تفریح و خرید و گشت و گذار . غم را کمتر به زندگیشان راه می دهند .زنان اکثرا با آرایش و لباسهایی شاد و گلدار ظاهر می شوند و مردان هم با سبک و سیاقی مدرن لباس می پوشند . مردمی گرم و دوست داشتنی ای هستند .روزهای تعطیل رستورانها و پارکها جای خالی ندارد ! ظاهر این موضوع مهمان خارجی استادم را به این نتیجه رسانده بود که شیرازیها بی خانمانند اکثرا !! دوباری از نسرین سئوال می کنم دو خانم تقریبا مسن و مدرن به سئوالاتم با لبخندی پاسخ می دهند .به کتابفروشی دانش هم سری می زنیم کتابی که می خواهم ندارند ! باید با کتابهایی که آورده ام سر کنم . فضیلتهای ناچیز گینزبورگ و گریز دلپذیر آنا گاوالدا .و جملاتی از فضیلتهای ناچیز «یکنواختی کسل کننده ای در سرنوشت انسان است . سرنوشت ما طبق قوانین کهن و غیرقابل تغییر ، طبق ضرباهنگی منظم و دیرین به پیش می رود . رویاها هرگز به حقیقت نمی پیوندد و به محض این که آنها را برباد رفته می بینیم یکباره متوجه می شویم که شادیهای بزرگتر زندگیمان دور از واقعیت بوده است . به محض اینکه رویاهایمان را بر باد رفته می بینیم به خاطر مدت زیادی که در ما ولوله به پا می کردند از دلتنگی کلافه می شویم . تقدیر ما در فراز و نشیب امید و دلتنگی جریان دارد .» ص6. استادانم از من ناراحتند . حق دارند . تا حد زیادی . نبودن من در محیط دانشگاهی که به آن تعلق دارم طولانی شده . باید مدتی اینجا بمانم .کمی از دلتنگیها و افسردگیهام می گویم به استادم دکتر خیراندیش .ایشان هم چندان حال خوشی ندارند . میگویند این روزها رمان می خوانم . من هم با شعر و رمان زنده ام ! باید برای پایان نامه ام که دلم می خواهد به بهترین نحو انجام شود برنامه ریزی جدی تری کنم . این روزها مقاله ای را تمام می کنم و باید برای کار دیگری هم آماده شوم . نمیدانم این فرصتهایی که می آیند و می روند تا چه حد در دستانم باقی می مانند . لای همه ی کارهایم شعر می خوانم و پاراگرفی از داستانی . انگار حس گریزی در من جاری است . گریزی دلپذیر ! و در اخر پیشنهاد می کنم آثار آنا گاوالدا را بخوانید .
سه کتاب او با ترجمه ی الهام دارچینیان : دوست دارم کسی در جایی منتظرم باشد / من او را دوست داشتم و گریز دلپذیر .
و صدای شمس لنگرودی با نوازندگی بی نظیر امیر حسین سمیعی موسیقی این روزهای زندگیم است . از این جا می توانید فایلها را دانلود کنید .
گاهنبار گاهنبار. [ هَِم ْ ] (اِ) گاهنبار و گاه باره هر دو دارای یک معنی است و آن شش روزی است که خدای تعالی عالم را در آن آفرید و در کتاب زند از زردشت نقل میکنند که حق سبحانه و تعالی عالم را در ششگاه آفرید و اول هر گاهی نامی دارد و در اول هر گاهی جشنی سازند.(لغت نامه ی دهخدا )