سمک عیار
قسمتی از داستان سمک عیار را مدتهاست که می خواستم در این جا بنویسم .لذت خاصی دارد خواندن داستانهای تاریخی .منشی عرفانی و خویشتندارانه از فرهنگ ما .فرهنگی که این روزها کمرنگ می شود . از آن جانب دختر شاه در حجره خفته شاهزاده بنشسته جوانمردی نگه داشت و با او به دیدار قناعت کرد .اگرچه او را دوست داشت بوسه بر روی دختر ننهاد که ترک ادب بود .طنبور درکنار گرفت و به صبوح آواز برآورد .نرم و اهسته غزل گفتن گرفت تا دختر شاه بدان حلاوت از خواب در آمد ...
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر ۱۳۹۰ ساعت 19:24 توسط آمنه ابراهیمی
|
گاهنبار گاهنبار. [ هَِم ْ ] (اِ) گاهنبار و گاه باره هر دو دارای یک معنی است و آن شش روزی است که خدای تعالی عالم را در آن آفرید و در کتاب زند از زردشت نقل میکنند که حق سبحانه و تعالی عالم را در ششگاه آفرید و اول هر گاهی نامی دارد و در اول هر گاهی جشنی سازند.(لغت نامه ی دهخدا )