از این روزهای آذر ماه
خیلی وقتها برای این صفحه مینویسم . اما نمی دانم چرا از گذاشتن مطالب منصرف می شوم . این روزها حس غریبی دارم . حسی که مثل همیشه با انتظار و خیال و اضطراب عجین است . دوست دارم حرف بزنم اما ترجیح می دهم سکوت کنم . سکوت به نظرم انسان را بزرگ می کند . تحمل را بالا می برد . اما می دانم گاه سکوت برای من دوامی ندارد و دراینجاست که فکر می کنم کودکی ام به سراغم آمده است ... خواندنها و نوشتنهایم ادامه دارد. فکر می کنم در روزهای بارانی بهتر می توانم کار کنم . آذر عزیز امشب ایمیلی را برایم خواند که من را تا حدی آرامتر کرد . ایمیل در مورد آموزه هایی از زندگی بود .مفاهیم خوبی برای گوشزد داشت...... نگران نگاه دیگران نباشید . شما همان کسی هستید که باید باشید . قضاوت دیگران را برای خودشان بگذارید . آرامترم و این را امشب بیشتر از حضور دوست خوبی مثل آذر عزیز دارم .... سعی می کنم بیشتر خودم را خود اخلاقی ام بپرورانم . فکر می کنم اخلاق فراتر از علمی است که اکتسابی است و هر کس می تواند آن را کسب کند . و در هر دو مورد الگوی من استاد نازنینم دکتر خیراندیش است . استادی که به من رسم نگاه انسانی و عالم و فاضل بودن را آموخته است .آموزه های ایشان پایانی برای من ندارد . انگار هر روز یک چیز از ایشان یاد می گیرم . حتی گاه با یک نگاه از ایشان ...............................
و یک توضیح کوتاه : دوستانی که از این سبک و سیاق نوشتاری انتقاد بی اساس دارند میتوانند از رنج خواندن این صفحه دست بکشند . این صفحه انعکاس روزهای زندگی من است و من آنرا بسیار دوست دارم .
گاهنبار گاهنبار. [ هَِم ْ ] (اِ) گاهنبار و گاه باره هر دو دارای یک معنی است و آن شش روزی است که خدای تعالی عالم را در آن آفرید و در کتاب زند از زردشت نقل میکنند که حق سبحانه و تعالی عالم را در ششگاه آفرید و اول هر گاهی نامی دارد و در اول هر گاهی جشنی سازند.(لغت نامه ی دهخدا )