و کوه طنین انداخت
پس این طور. قصه می خواهید. برایتان تعریف می کنم. اما فقط یکی. هیچ کدام از شما نباید قصه ی دیگری بخواهید. دیر است و ما راه درازی در پیش داریم. پری، من و تو. باید امشب بخوابی. تو هم همین طور، عبدالله. وقتی من و خواهرت نباشیم، من روی تو حساب می کنم،پسر. مادرت هم همین طور.حالا وقت قصه است. گوش کنید. هر دوی شما. خوب گوش کنید و وسط حرفم نپرید. خالد حسینی/ وکوه طنین انداخت. بعضی از رمانها و قصه ها خود تاریخند. خودِ خودِ تاریخ. مثل این اثر جدید خالد حسینی که بخشی از تاریخ افغانستان است.
+امروز صبح با مادر یکی از بچه های خوابگاه تا جایی همقدم شدم. دخترش روانشناسی می خواند. از من پرسید شما چه می خوانید؟ گفتم تاریخ. ذوق زده گفت چه رشته ی زیبایی. چقدر ادم با خواندن تاریخ دنیا را خوب می فهمد.خیلی زیباست این فهمیدن.قدر رشته ات را بدان. من هم در تأیید چیزهایی گفتم. بعد اضافه کرد که من شبها برای بچه هایم تاریخ می خوانم. تاریخ پیامبران،تاریخ ایران و برای خودم از تاریخ روسیه و کوبا و هند و گاندی می خوانم...به این فکر میکنم که تاریخ ها قصه اند و قصه ها تاریخ و این همه ریشه های ماست از گذشته. گذشته ای که میتوان به آن پرداخت و مطالعه اش کرد و معناهای کلمات و رفتارها و حوادث و رویدادها و ...را دریافت و زندگی را با روشن بینی گذراند.
گاهنبار گاهنبار. [ هَِم ْ ] (اِ) گاهنبار و گاه باره هر دو دارای یک معنی است و آن شش روزی است که خدای تعالی عالم را در آن آفرید و در کتاب زند از زردشت نقل میکنند که حق سبحانه و تعالی عالم را در ششگاه آفرید و اول هر گاهی نامی دارد و در اول هر گاهی جشنی سازند.(لغت نامه ی دهخدا )