توئی که شعر می شوی
نمی توانم شعری بنویسم
مگر برای تو.
مگر برای تو
و
خیالِ سپیدِ برفی که
روی شاخه ها می نشیند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت 17:3 توسط آمنه ابراهیمی
|
نمی توانم شعری بنویسم
مگر برای تو.
مگر برای تو
و
خیالِ سپیدِ برفی که
روی شاخه ها می نشیند.
گاهنبار گاهنبار. [ هَِم ْ ] (اِ) گاهنبار و گاه باره هر دو دارای یک معنی است و آن شش روزی است که خدای تعالی عالم را در آن آفرید و در کتاب زند از زردشت نقل میکنند که حق سبحانه و تعالی عالم را در ششگاه آفرید و اول هر گاهی نامی دارد و در اول هر گاهی جشنی سازند.(لغت نامه ی دهخدا )